ایول به این زندگی رویایی

حجاب

اگر حجابت را یک پیام بدانی، و یا یک اسلحه، در محیط کفر هم بروی از خودت دورش نمی کنی...

اما اگر ندانی چرا حجاب داری و یا چادری می پوشی هر از گاهی در مقابل جوانی که می ایستی سعی می کنی در برابر باد باشی تا کمکی باشد برای کنار رفتن چادرت، همان چادری که ندانستی چرا پوشیدی....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 15:20  توسط کله پوک  | 

هزلیات

من گرفتم تو نگير - شاعر: ايرج ميرزا

زن گرفتم شدم اي دوست به دام زن اسير … من گرفتم تو نگير
چه اسيري كه ز دنيا شده ام يكسره سير … من گرفتم تو نگير
بود يك وقت مرا با رفقا گردش و سير … ياد آن روز بخير
زن مرا كرده ميان قفس خانه اسير … من گرفتم تو نگير
ياد آن روز كه آزاد ز غمها بودم … تك و تنها بودم
زن و فرزند ببستند مرا با زنجير … من گرفتم تو نگير
بودم آن روز من از طايفه دّرد كشان … بودم از جمع خوشان
خوشي از دست برون رفت و شدم لات و فقير … من گرفتم تو نگير
اي مجرد كه بود خوابگهت بستر گرم … بستر راحت و نرم
زن مگير ؛ ار نه شود خوابگهت لاي حصير … من گرفتم تو نگير
بنده زن دارم و محكوم به حبس ابدم … مستحق لگدم
چون در اين مسئله بود از خود مخلص تقصير … من گرفتم تو نگير
من از آن روز كه شوهر شده ام خر شده ام … خر همسر شده ام
مي دهد يونجه به من جاي پنير … من گرفتم تو نگير

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:43  توسط کله پوک  | 

هزلیات سعدی

سلام خانوم رمزش شماره شناسنامته...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:40  توسط کله پوک  | 

دکتر امین پور

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

دكتر قیصر امین پور، رشته های تحصیلی مختلفی را تجربه كرد وی سال 57 از رشته دامپزشكی دانشگاه تهران ترك تحصیل كرد. امین پور همچنین از رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1363 ترك تحصیل كرد و در سال 1376 با راهنمایی دكتر شفعی كدكنی موفق به اخذ دكترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد.

وی همچنین تدریس در دانشگاه الزهرا 70 - 1367 و تدریس در دانشگاه تهران از سال 1370 تاكنون را عهده دار بوده است.
امین پور دبیر شعر هفته نامه سروش طی سال های 71-60، سردبیر ماهنامه ادبی - هنری سروش نوجوان 83- 67، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بوده است.

"ظهر روز دهم" (برنده جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكری)؛ "به قول پرستو" (برنده جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكری)؛ "تنفس صبح"، "در كوچه آفتاب"، "منظومه روز دهم"، "توفان در پرانتز"، "بی بال پریدن"، "گلها همه آفتاب گردانند" از جمله آثار وی هستند.

وی برنده تندیس مرغ آمین 1368، برنده تندیس ماه طلایی (برگزیده شعر كودك و نوجوان 20 سال انقلاب) است.

اگر بخواهیم شعری از جنگ بگوییم حتماً سرآمد شاعران آن، قیصر امین پور به یادمان خواهد آمد همانكه روزگاری سروده بود:

می خواستم شعری برای جنگ بگویم
دیدم نمی شود
دیگر قلم زبان دلم نیست.
گفت:
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن كار ساز نیست
باید برای جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ

قیصر امین پور در آستانه دهه پنجم عمرش اما دیگر به دنبال واژه و فشنگ نیست. چه مدتهاست كه زادگاه و سرزمین مادری اش به دور از وضعیت خطر و آژیر قرمز نفس می كشد. با این همه گویی غبار آن سالهای نه چندان همچنان بر چهره شاعر خانه های خونین و عروسك خون آلود تازه مانده كه گاه به گاه به یاد آن ایام داغ ولی تازه می كند. گر چه این حرمهای داغ دلش را دیوار هم توان شنیدن نداشته است. از همین روست شاید كه امین پور لحظه های كاغذی اش را می سراید و می گوید:

خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

لحظه های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

آفتاب زرد وغمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری

عصر جدول های خالی، پارك های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمكت های خماری

رونوشت روزها را روی هم سنجاق كردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه باز حوادث
درستون تسلیت ها، نامی از مایادگاری

قیصر امین پور، چنانچه از شعرهایش می آید، جنوبی است و اهل گتوند . منطقه ای در محدوده دزفول. به همین خاطر هست كه جنگ را می توان در اشعار روزگار جوانی اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. او كه در سال 1338 متولد شده، تا سال 1357 در همان منطقه به تحصیل پرداخت و در این سال بود كه برای ادامه تحصیلات و ورود به دانشگاه تهران عزیمت كرد.

امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهی جذب حوزه هنری آن سالها می شود و آشنایی اش با شاعران جوانی كه در حوزه هنری گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان كشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلك و مرامش و به اشتیاق شاعرانگی هایش رشته تحصیلی اش را از علوم اجتماعی به ادبیات تغییر دهد.

او در سال 1366 به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوك ملكی و فریدون عموزاده خلیلی، نشریه سروش نوجوان را طراحی و منتشر كرد كه تا چندی پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیری ادامه داشت.

از سال 1367 امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز كرد و دبیری بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به كارهای خود ضمیمه كرد كه تاكنون ادامه دارد. امین پور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان سنت و نو آوری در شعر معاصر كه با راهنمایی دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی به سامان رسیده بود و موفق به اخذ مدرك دكترای ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایی به چاپ رسید.

قیصر امین پور درباره این اثر می گوید: پیشنهاد بررسی درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفیعی كدكنی بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآوری، برای پایان نامه دكتری برگزیدم.

او می گوید: دشواری كار آنجا بود كه چون من به نسلی آرمانگرا تعلق دارم و كار ادبی و خلاق را برای خود انجام می دهم، شعری كه دلم می خواهد می نویسم و هیچ كس هم در آن دخالت ندارد، فكر كردم در كار تحقیقی هم می شود، این گونه بود؛ اما چنین نبود.

او ادامه می دهد: به هر حال من، آدمی دوزیست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعی داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نوآوری را بررسی كنم و دوستان مطبوعات بر عكس. بین این دو دیدگاه سرگردان بودن مشكل كار من بود و موقعی این مسأله حل شد كه تصمیم گرفتم یك چشم سوم برگزینم و به قول گادامر یك جور فاصله گرایی.

با این همه آنچه پس از بررسی این كتاب نصیب خواننده می شود، این موضوع است كه امین پور در این كتاب قصد نداشته تا تاریخ معاصر ادبیات را به رشته تحریر درآورد. چه ،كار این كتاب به جای اینكه تاریخ ادبیات باشد، این است كه سنت و نو آوری را با توجه به تفكیك تعاریف سنت به معنای دینی و ادبی، به شكل دو عرصه لازم و ملزوم نگاه می كند. او در این كتاب از نظریه پردازی پرهیز كرده و به بررسی مكاتب مختلف پرداخته است.

گرچه این كتاب در سال 1372 آماده به چاپ بود اما به اقتضای اینگونه پژوهشهای دانشگاهی دامنه موضوع معین و محدود بود و تبدیل آن به كتاب نیازمند گسترش و پرورش یا پردازش بیشتر بود. پس قیصر امین پور به امید ادامه پژوهش و كشاندن دامنه سخن تا شعر امروز و شاخه های گونه گونش، در چاپ آن تا سال 1383 دریغ كرد. با این همه خودش می گوید: دریغا كه در این درنگ 5 ساله، از بسیاری كار و گرفتاری و بیماری و دیگر پیشامدهای ناگوار روزگار، حتی فرصت و فراغت بازنگری در آن را نداشته ام چه رسد به بازنگاری.

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره های ادبی همواره مطرح بوده و هستند. چنانكه او درسال 1368 توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت كند و دو كتابش با نام های ظهر روز دهم و به قولی پرستو در همان سالهای نشریعنی در سال های 1365 و 1375 جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكری كودكان و نوجوان را از آن خود كرد.

قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایی را كه به برگزیدگان شعر كودك و نوجوان 20 ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.

چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فكری سالهای 57 و نسل دوم انقلاب است. او كه در سال 1357 زادگاهش را برای تحصیل در رشته دامپزشكی در دانشگاه تهران ترك كرده بود و پس از مدتی از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعی نقل مكان كرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شكل گیری حلقه هنری و اندیشه اسلامی در حوزه هنری با افرادی چون سید حسن حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلی محمدی، یوسفعلی میر شكاك، حسین خسروجردی و ... همكاری داشت. گروهی كه بنیانگذاران جوان حوزه هنری نام گرفتند و بعد ترها چهره هایی چون سهیل محمودی، ساعد باقری، عبدالملكیان، كاكایی و فاطمه راكعی و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت سال بعد یعنی در سال 1366 او به همراه بسیاری از هم دوره ای هایش، از حوزه هنری خارج شد و 2 سال بعد به كمك دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازی كرد.

امین پور در دهه های دوم و سوم زندگی اش شاعری انقلابی و جنگ زده می نماید و شعرهای دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایداری آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال كه قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا كنون چیست؟ می گوید: قضاوت به ویژه برای ادبیات و هنر دوره های خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره های خاص دوره هایی مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است كه انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، كار كرد و رسالت و در نتیجه گویی تعریف دیگری پیدا می كند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهای آرمانی و همیشگی دوره های دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا كه دست خالی بر گردیم و گمان كنیم كه خبری از هنر و ادبیات نبوده است. در حالی كه در بررسی چنین دوره هایی بهتر است كه به جای نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنی واقعگرایانه تر نگاه كنیم نه صرفاً آرمانی و ایده آل.

امین پور كه تجربه تدریس و مقطع راهنمایی را در فاصله سال های 60 تا 62 در كارنامه خود دارد، از سال 67 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال 1370 بر می گردد كه همچنان ادامه دارد.

فعالیت های قیصر امین پور سال گذشته از فعالیت های مطبوعاتی اش فاصله گرفت و از مهرماه سال گذشته نیز به همراه كامران فانی، حسن انوری، محمد علی موحد، یدالله ثمره، سلیم نیساری و هوشنگ مرادی كرمانی، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی در آمد.

قیصر امین پور و اشعارش هر چه كه باشند، نمونه كامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلی كه از آرمان گرایی رفته رفته به واقع گرایی رخ پوشانده و همین واقع گرایی موجب نوشدن افكار و آرای آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد كه اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در كتابخانه های خود لااقل یكی از دیوان های او را در كتابخانه خود به غنیمت برده اند. زندگینامه او را را با یكی از اشعار امین پور به پایان و از خواندنش لذت ببریم:

آفتاب مهربانی سایه ی تو بر سر من
ای كه در پای تو پیچید ساقه ی نیلوفر من
با تو تنها با تو هستم ای پناه خستگی ها
در هوایت دل كسسته ام از همه دلبستگی ها
در هوایت پر گشودم باور بال و پر من باد
شعله ور از آتش غم خرمن خاكستر من باد
ای بهار باور من ای بهشت دیگر من
چون بنفشه بی توبی تابم بر سر زانو سر من
بی تو چون برگ ازشاخه افتادم
زردو سرگردان در كف بادم
گر چه بی برگم گر چه بی بارم در هوای تو بیقرارم
برگ پاییزم بی تو می ریزم
نو بهارو كن نوبهار
ای بهار باور من
ای بهشت دیگر من
چون بنفشه بی توبی تابم
بر سر زانو سر من

 

 

 

 

قیصر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در شهرستان گتوند در استان خوزستان به دنیا آمد. در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد

قیصر امین‌پور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر اما در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۷۶ از پایان‌نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایان‌نامه در سال ۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

او در سال ۱۳۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکل‌گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تا سال ۶۶ تأثیر گذار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعر ِ هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر می‌گرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.

دکتر قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد.

آثار

از وی در زمینه‌هایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شده‌است که به آنها اشاره می‌کنیم:

  • طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)،
  • منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)،
  • مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)،
  • بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰)
  • مجموعه شعر آینه‌های ناگهان (۱۳۷۲)،
  • به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵).
  • گزینه اشعار (۱۳۷۸، مروارید)
  • مجموعه شعر گل‌ها همـه آفتابگردان‌اند (۱۳۸۰، مروارید)،
  • دستور زبان عشق (۱۳۸۶، مروارید) اشاره کرد.

«دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر قیصر امین پور بود که تابستان ۱۳۸۶ در تهران منتشر شد و بر اساس گزارش‌ها، در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید.

مرگ

وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماری‌های مختلف رنج می‌برد و حتی دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند کلیه را پشت سر گذاشته بود و در نهایت حدود ساعت ۳ بامداد سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و در کنار مزار شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد.

پس از مرگ وی میدان شهرداری منطقه ۲ واقع در سعادت آباد به نام قیصر امین پور نامگذاری شد.[نیازمند منبع]

نمونه شعر

حسرت همیشگی:

حرف‌های ما هنوز ناتمام...

تا نگاه می‌کنی:

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود

آی...

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

چقدر زود

دیر می‌شود

طرحی برای صلح (۳):

شهیدی که برخاک می خفت

سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ

که بر جنگ

حتی اگر نباشی:

می‌خواهمت چنان که شب خسته خواب را, می‌جویمت چنان که لب تشنه آب را

محو توام چنان که ستاره به چشم صبح, یا شبنم سپیده‌دمان آفتاب را

بی‌تابم آنچنان که درختان برای باد, یا کودکان خفته به گهواره تاب را

بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل, یا آنچنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت, چونانکه التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی, با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

 

 

 

 

 

قیصر امین پور، چنانچه از شعرهایش مى آید، جنوبى است و اهل «گتوند».شهرستانی در شمال خوزستان.وی دورانی از زندگی خود را در شهرستان دزفول گذراند. به همین خاطر هست كه جنگ را مى توان در اشعار روزگار جوانى اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. او كه در سال 1338 متولد شده، تا سال 1357 در همان منطقه به تحصیل پرداخت و در این سال بود كه براى ادامه تحصیلات و ورود به دانشگاه تهران عزیمت كرد. هرچند که قیصر محدود به یک منطقه ی خاصی نیست وشعرهایش به کام همه شیرین است.

امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهى جذب حوزه هنرى آن سالها مى شود و آشنایى اش با شاعران جوانى كه در حوزه هنرى گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان كشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلك و مرامش و به اشتیاق شاعرانگى هایش رشته تحصیلى اش را از علوم اجتماعى به ادبیات تغییر دهد.

او در سال 1366 به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوك ملكى و فریدون عموزاده خلیلى، نشریه سروش نوجوان را طراحى و منتشر كرد كه تا چندى پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیرى ادامه داشت.

از سال 1367 امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز كرد و دبیرى بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به كارهاى خود ضمیمه كرد كه تاكنون ادامه دارد. امین پور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نو آورى در شعر معاصر» كه با راهنمایى دكتر محمدرضا شفیعى كدكنى به سامان رسیده بود و موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایى به چاپ رسید.

قیصر امین پور درباره این اثر مى گوید: « پیشنهاد بررسى درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفیعى كدكنى بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پایان نامه دكترى برگزیدم.»(1)

او مى گوید: «دشوارى كار آنجا بود كه چون من به نسلى آرمانگرا تعلق دارم و كار ادبى و خلاق را براى خود انجام مى دهم، شعرى كه دلم مى خواهد مى نویسم و هیچ كس هم در آن دخالت ندارد، فكر كردم در كار تحقیقى هم مى شود، این گونه بود؛ اما چنین نبود.»(2)

او ادامه مى دهد:« به هر حال من، آدمى دوزیست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعى داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نو آورى را بررسى كنم و دوستان مطبوعات بر عكس. بین این دو دیدگاه سرگردان بودن مشكل كار من بود و موقعى این مسأله حل شد كه تصمیم گرفتم یك چشم سوم برگزینم و به قول گادامر یك جور فاصله گرایى.»(3)

با این همه آنچه پس از بررسى این كتاب نصیب خواننده مى شود، این موضوع است كه امین پور در این كتاب قصد نداشته تا تاریخ معاصر ادبیات را به رشته تحریر درآورد. چه ،كار این كتاب به جاى اینكه تاریخ ادبیات باشد، این است كه سنت و نو آورى را با توجه به تفكیك تعاریف سنت به معناى دینى و ادبى، به شكل دو عرصه لازم و ملزوم نگاه مى كند. او در این كتاب از نظریه پردازى پرهیز كرده و به بررسى مكاتب مختلف پرداخته است.

اهمیت این كتاب به زعم كسانى چون ضیاء موحد در آن است كه بعد از حافظ تماماً نقد شعر ما تقلید و چسبیدن به قالبهاى آهنین تا دوره مشروطه است و كتابهاى شعر ما از اول تا زمان حاضر تماماً تكرار و امر به تقلیدات و اینكه مبادا پایتان را از سنت بیرون بگذارید.

موحد متذكر مى شود: اگر كسى عظمت نیما را با این كتاب نفهمد و متوجه نشود كه جاى این آدم در تاریخ شعر ما كجاست، در جاى دیگرى نمى فهمد. من واقعاً بى طرفانه مى گویم كه با این كتاب حق نیما ادا شده است.(4)

گرچه این كتاب در سال 1372 آماده به چاپ بود اما به اقتضاى اینگونه پژوهشهاى دانشگاهى دامنه موضوع معین و محدود بود و تبدیل آن به كتاب نیازمند گسترش و پرورش یا پردازش بیشتر بود. پس قیصر امین پور به امید ادامه پژوهش و كشاندن دامنه سخن تا شعر امروز و شاخه هاى گونه گونش، در چاپ آن تا سال 1383 دریغ كرد. با این همه خودش مى گوید: دریغا كه در این درنگ 5 ساله، از بسیارى كار و گرفتارى و بیمارى و دیگر پیشامدهاى ناگوار روزگار، حتى فرصت و فراغت بازنگرى در آن را نداشته ام چه رسد به بازنگارى.

   

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره هاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند. چنانكه او درسال 1368 توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت كند و دو كتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشریعنى در سال هاى 1365 و 1375 جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوان را از آن خود كرد.

قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایى را كه به برگزیدگان شعر كودك و نوجوان 20 ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.

درباره كتاب معروف او «سنت و نو آورى در شعر معاصر» برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند كه او درباره شاملو كمى بى عنایتى كرده و به حرفهاى اخوان بیشتر پرداخته كه شاید مأخذ لازم را در اختیار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى، گزینش غیر لازم صورت گرفته است.

با این همه بسیارى از كارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند كه این كتاب امین پور در نوع خودش اولین پژوهش جدى دانشگاهى است كه به مسأله سنت و تجدد پرداخته است. او درباره این كتاب مى گوید: «بررسى كتاب را مى توان از سه نظر تاریخ ادبى، مدرنیزم و توهم مدرنیزم و جامعه شناسى ساختگراى تكوینى مورد بررسى قرار داد و به نظر من از فصل نهم تا پانزدهم كتاب ماهیتاً نگرش تاریخ ادبى دارد؛ اما شاهد آن سنت تاریخ نویسى كه خلأیى 80 ساله محسوب مى شود، نیستیم و در این كتاب تا حدى جبران شده است. در حقیقت بخش هاى مغفول تاریخ ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مثلاً تقى رفعت، محمد مقدم و تندركیا مورد توجه هستند؛ اما مثلاً پروین اعتصامى در این كتاب نمى تواند جایگاهى داشته باشد.»(5)

چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فكرى سالهاى 57 و نسل دوم انقلاب است. او كه در سال 1357 زادگاهش را براى تحصیل در رشته دامپزشكى در دانشگاه تهران ترك كرده بود و پس از مدتى از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعى نقل مكان كرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شكل گیرى حلقه هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى با افرادى چون سید حسن حسینى، سلمان هراتى، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شكاك، حسین خسروجردى و ... همكارى داشت. گروهى كه بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعد ترها چهره هایى چون سهیل محمودى، ساعد باقرى، عبدالملكیان، كاكایى و فاطمه راكعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت

سال بعد یعنى در سال 1366 او به همراه بسیارى از هم دوره اى هایش، از حوزه هنرى خارج شد و 2 سال بعد به كمك دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازى كرد.

   

امین پور در دهه هاى دوم و سوم زندگى اش شاعرى انقلابى و جنگ زده مى نماید و شعرهاى دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایدارى آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال كه «قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا كنون چیست؟» مى گوید: قضاوت به ویژه براى ادبیات و هنر دوره هاى خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره هاى خاص دوره هایى مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است كه انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، كار كرد و رسالت و در نتیجه گویى تعریف دیگرى پیدا مى كند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهاى آرمانى و همیشگى دوره هاى دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا كه دست خالى بر گردیم و گمان كنیم كه خبرى از هنر و ادبیات نبوده است. در حالى كه در بررسى چنین دوره هایى بهتر است كه به جاى نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنى واقعگرایانه تر نگاه كنیم نه صرفاً آرمانى و ایده آل.

امین پور كه تجربه تدریس و مقطع راهنمایى را در فاصله سال هاى 60 تا 62 در كارنامه خود دارد، از سال 67 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال 1370 بر مى گردد كه تا پایان عمر نه چندان زیادش ادامه داشت.

فعالیت هاى ادبی قیصر امین پور رفته رفته از فعالیت هاى مطبوعاتى اش فاصله گرفت و چندی بعد به همراه كامران فانى، حسن انورى، محمد على موحد، یدالله ثمره، سلیم نیسارى و هوشنگ مرادى كرمانى، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسى در آمد.

قیصر امین پور و اشعارش هر چه كه باشند، نمونه كامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلى كه از آرمان گرایى رفته رفته به واقع گرایى رخ پوشانده و همین واقع گرایى موجب نوشدن افكار و آراى آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد كه اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در كتابخانه هاى خود لااقل یكى از دیوان هاى او را در كتابخانه خود به غنیمت برده اند. بهتر است مهرگان امروز را با یكى از اشعار امین پور به پایان و از خواندنش لذت ببریم:

سراپا اگر زرد وپژمرده ایم

ولى دل به پاییز نسپرده ایم

چوگلدان خالى لب پنجره

پر از خاطرات ترك خورده ایم

دلى سربلند و سرى سربه زیر

از این دست  عمری به سر برده ایم

 

 

 

 

 

 

 

 

قیصر امین‏پور متولد دوم اردیبهشت 1338 گتوند است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد .

در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد.

در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. »
"آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود.

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.

 

قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 13:57  توسط کله پوک  | 

چگونه مردان عاشق می شوند...

همه چیز به تو بستگی دارد. فقط کافی است یک سری مسائل را رعایت کنی تا دیوانه وار عاشقت شوند. در این مقاله چند مورد کوچک آمده که با انجام آن مردها عاشق و دلشیفته شما می شوند.

این یک سوال گیج کننده است:
آیا لحظه خاص یا اتفاق خاصی وجود دارد که با توجه به آنها مردها به طور ناگهانی عاشق شوند؟ بسیار خب، جواب این سوال روشن نیست اما اصول کلی برای آن وجود دارد. مردها نیازهای ذاتی و غریزی ای دارند که بایستی قبل از اینکه با شما ارتباط عمیقی داشته باشند، با شما مطابقت دهند. وقتی مردی متوجه می شود که شما برای همه این نیازهایش ایده آل به نظر می رسید، در آن لحظه وارد عمل می شود و برای پیشنهاد ازدواج به شما اقدام می کند. 

مردها 4 خواسته اصلی و اولیه ارتباطی دارند که گاهی اوقات با کوچکترین برخورد و رفتار شما اغنا می شود. در این مقاله، کارشناسان این خواسته ها را با مثالهایی برای ما توضیح می دهند. پس شما می توانید آنها را به کار ببندید.
 

1- حس حمایت
مردها در مواقع سختی نیاز به یک پشتیبان دارند. پروفسور دیوید گیونس نویسنده کتاب "نشانه های عاشقی" معتقد است درصورتی که شما برای او نقش یک حامی و پشتیبان را داشته باشید برایش رضایت بخش است و حس خوبی را به او منتقل می کند. نه تنها نباید دربرابر او بی تفاوت باشید و از هرگونه کمکی دریغ کنید بلکه حتی باید آغوش خود را برای کمک به او باز کنید. بنابراین به او برای انرژی دوباره و متعهد بودن در کارهایش فرصت دهید و پس از بهبود وضعیت روحیش از او تشکر کنید. این کارهای کوچک می تواند از او یک قهرمان بسازد.

به او کاری برای انجام دادن بدهید: از او بخواهید تا چیزی را تعمیر کند. با این کار، احساس موفقیتش افزایش می یابد.

نظر او را بخواهید: حتی اگر به انتخاب و سلیقه خودتان می خواهید کاری را انجام دهید، از او نظر سنجی کنید و نظر او را هم بپرسید.

گاهی اوقات لباسهای او را بپوشید: این نشان می دهد که شما او را از بین چندین مرد انتخاب کرده اید و او را قبول دارید.


2- حس آزادی
پروفسور دن نیوهارت می گوید: مردان به خودشان اطمینان دارند که شخصیتشان بعد از ازدواج هیچ تغییری نمی کند. به او نشان دهید که شما نمی خواهید شخصیتش را تغییر دهید، با این کار به او ثابت می شود که شما او را همانطور که هست قبول دارید اما هرگز شخصیتش را خرد نکنید. با این کار به او حس آزادی می دهید.

برایشان محدودیت ایجاد نکنید: مردها از محدود شدن متنفرند. بنابراین، برایشان محدودیت ایجاد نکنید. با این کار او احساس بهتری نسبت به شما دارد. 
 
مردها را در احساساتتان شریک کنید:اگر عصبانی بودید اجازه دهید او هم احساس شما را بفهمد. او در این مواقع به شما قوت قلب می دهد.

برای خلوت و تنهایی او احترام قائل شوید:فاصله فیزیکی از همسرتان نماد استقلال برای یک مرد است. با این کار به او نشان می دهید که برای او ارزش و احترام قائلید.

3- حس ارزش و احترام
شاید درظاهر از خودراضی به نظر برسند اما این طور نیست.
مردها نیاز دارند تا مورد احترام بقیه قرار بگیرند و قدردانی شوند. دکتر دوبرانسکی می گوید: اگر زمانی که کنار شماست، به او احترام بگذارید، او هم متقابلا دوست دارد که بیشتر به شما نزدیک شود.

او را شاد کنید:فیلم های کمدی ببینید. وقتی همسرتان ناراحت است او را بیرون ببرید.

بازی های فکری انجام دهید:فعالیتهایی که به توان ذهنی نیاز دارند انجام دهید مثل جدول حل کردن و شطرنج. شاید کمی احمقانه به نظر برسد اما اشتباه نکنید. توانایی حل مسائل و مشکلات به او ثابت می کند که شما گاهی اوقات می توانید مانند او باشید.

متفاوت و خاص باشید:وقتی شما را با دیگران مقایسه کند به خاص بودن شما پی می برد. او را به جمعی دعوت کنید که در آن جمع شما از همه سر هستید.
 

4- حس راحتی و آسایشالن هیرچ پزشک متخصص درمان های بویایی و چشایی معتقد است که عاشق شدن حاصل وابستگی شدیدی است که زمانی اتفاق می افتد که اکسی توسین در مغز فوران می کند. شما هورمون های عشق را که توسط آنها برای هم متناسب به نظر میرسید رها می کنید. زمانی که او با شما احساس راحتی و لذت می کند، به قلمرو عشق نزدیک شده است. پس موارد زیر را امتحان کنید.

اجازه دهید شما را مرتب و اراسته ببیند:ارایش کردن جلوی همسرتان حس صمیمیت و علاقه را بینتان بیشتر می کند زیرا این همان چیزی است که مردهای دیگر از دیدن آن ناتوان اند و فقط و فقط همسرتان شاهد آن است. پس آراسته باشید.

با یکدیگر غذا درست کنید:هرچه بیشتر با یکدیگر غذا درست کنید، او بابت پختن غذا بیشتر از شما قدردانی می کند.
موارد زیر مردها را از عاشق شدن دور می کند:اگر مردها فرصتی برای عاشق شدن نداشته باشند:صرف کردن زمان زیاد در محل کار یا شرکت در کلاس های مختلف و مواردی از این قبیل فرصت عاشقی را از مردها می گیرد. آنها به جای یک زندگی عاشقانه به کارشان اولویت می دهند و معتقدند که داشتن یک رابطه عشقی آنها را از کارشان دور می کند و فرصتی برای پیشرفت ندارند.

هرگز با او نجنگید:مطمئن باشید مردها از بحث و جدل کردن متنفرند اما این اشتباه است که هرگز نسبت به چیزی عکس العمل منفی نداشته باشید.

حس ترس و اضطراب:اغلب مردها نگرانند که اگر عاشق شوند دوستها و خیلی چیزهای دیگر را از دست می دهند. به عقیده خودشان وقتی مردی عاشق می شود، ممکن است برای مدتی از بسیاری موارد کناره گیری کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 16:8  توسط کله پوک  | 

رنگ و مدل مانتو زیبا سال 92

رنگ و مدل مانتو زیبا سال 92
توپولوف , to_po_lof

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

رنگ و مدل مانتو سال 92

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

مدل مانتو سال 92

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

مدل مانتو 2013

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

رنگ و مدل مانتو شیک سال 92

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

رنگ و مدل مانتو زیبا سال 92

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

رنگ مانتو سال 92

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

مدل مانتو ایرانی

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

رنگ و مدل مانتو سال 92

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92

مانتو سبز رنگ

رنگ مانتو 92 , مدل و رنگ مانتو 92


+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 14:31  توسط کله پوک  | 

نماز

شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد            خود را رضا به سجده آدم نکرد

شیطان   هزار    مرتبه   بهتر ز   بی نماز                او سجده برآدم این بر خدا نکرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 14:5  توسط کله پوک  | 

ای وای از این زمینیان...

سلام

هنوز از در حرم بیرون نیامده بود که چادرش را برداشت؛ روسریش را شل تر کرد و آهی کشید و گفت: داشتم خفه می شدم.
 همینطور که بهش نگاه می کردم، چشمم به کیفش افتاد که شاید 2-3 کیلویی بود خواستم بگویم، ای چادر! چقدر غریبی؛ که صدای تق تق کفش هایش توجه مرا به خودش جلب کرد، کفش هایی با پاشنه های آنچنانی که حتی راه رفتن را به سختی انجام می داد و گفتم: ای چادر! چقدر غریبی .
چقدر غریبی که حاضرند کیف پر از وسایل تباهیشان را ساعت ها بر دوش بکشند، اما وزن کم تو را تحمل نکنند.
ای چادر! چقدر غریبی؛ اگر با کفش های پاشنه بلندشان و .....صد بار زمین بخورند با خنده بلند می شوند اما کافیست یک بار با تو برایشان اتفاقی بیفتد، چقدر سریع کنارت می زنند و برای کنار زدنت فلسفه می بافند و آیه توجیه می کنند.

حجاب، سکوی پرواز زن به سمت آسمان است    نمی دانم چرا برخی به زمین عادت کرده اند؟

به نظر شما راه رفتن با کفش های پاشنه بلند و گرفتن کیف سخت تر است یا پوشیدن چادر؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 11:23  توسط کله پوک  | 

نحوه ی تایپ

چیـزایـی کـه رو مُـخـِمـونـه! (11)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391ساعت 12:15  توسط کله پوک  | 

خوب است بخوانید...

مجله ایده آل: برای تقسیم وظایف خانه در ابتدا باید کلیشه‌های جنسیتی را دور ریخت. عباراتی چون «ظرف شستن کار مردها نیست»,«جارو كشیدن کاری زنانه است»و «انجام کارهای بانکی مردانه است» و... این اعتقادات کاملا بی‌معناست و چه بسا سبب بروز اختلاف بین همسران و کاهش رضایت زناشویی می‌شود. در تقسیم وظایف خانه، بین زن و شوهر در درجه اول باید هماهنگی برقرار باشد. دغدغه اصلی  نباید این مسئله باشد که کارهای خانه به‌صورت مساوی بین زن و مرد تقسیم شود، بلکه موضوع این است که برای انجام دادن کارها هماهنگی وجود داشته باشد. به‌عنوان مثال ممکن است کار منزل در برخی روزها مانند ایام تعطیل یا عید نوروز بسیار زیادتر از کار در سایر روزها باشد.

کار خانه بر عهده زن است یا مرد؟
  یک تفکر غلط قدیمی

«اگر می‌خواهی بیرون از خانه کار کنی باید به وظیفه‌ات در خانه برسی»این عبارت، جمله رایجی است که بسیاری از مردان ایرانی به همسران‌شان خطاب می‌کنند که متاسفانه این تفکر از الگو‌های سنتی ناشی می‌شود و برای جامعه امروز مناسب نیست. زن و شوهر در همه امور زندگی با یکدیگر شریکند. اینکه بر‌اساس گفتمان قدرت در خانواده مرد باید فقط کار بیرون را انجام دهد و کار خانه وظیفه زن است‌، خواه آن زن شاغل باشد یا خانه‌دار، سبب بروز مشکل در زندگی زناشویی می‌شود. جالب است بدانید که تحقیقات میدانی و تجربی نشان داده است که این نوع مردان با چنین تفکری، خودشان از زندگی رضایت بالایی ندارند.

  جدول تقسیم کار تهیه كنید

 در زندگی مشترک، مهم‌ترین موضوع پذیرش حقوق و وظایف زوج‌ها نسبت به یکدیگر است. اینکه مرد بپذیرد، اگر قرار باشد شریکش به تنهایی مسئولیت کارهای خانه را به دوش بكشد، شاید رضایت او از زندگی مشترك و حتی شوهرش پایین بیاید. زن هم باید بپذیرد که مردش برخی اوقات به دلیل خستگی زیاد از کار بیرون از خانه و استرس‌های مربوط به آن ممکن است آنگونه كه باید نتواند در امور منزل  همسرش را همراهی كند. بهترین روش نهادینه‌کردن تقسیم وظایف بین زن و شوهر این است که زن جدولی از کارهای خانه- در طول هفته- تنظیم کند و از شوهرش بخواهد که  هر کدام از کارهای منزل را مایل است، انجام  دهد و هر کدام را که تمایل دارد به صورت مشارکتی انجام دهند؛ مشخص‌کند. طبق این جدول حتی ممکن است رسیدگی به بسیاری از کار‌هایی که بر عهده مرد  گذاشته می‌شود به ایام تعطیل بیفتد. مهم این است که  هماهنگی و مشارکت در زندگی موفق، حرف اول را می‌زند.

کار خانه بر عهده زن است یا مرد؟
به پسرانتان كار خانه یاد دهید

مهم‌ترین آموخته‌های  زندگــی خانوادگی نخست از پدر و مادر آموخته می‌شود. فرزندی که در خانه می‌بیند پدرش همراه با مادر کارهای خانه را انجام می‌دهد، از مشارکت در کار خانه بعد از ازدواج ابایی ندارد و همراه همسرش در انجام دادن کارهای خانه مشارکت می‌کند. هر مرد جوانی باید بداند که فرزندش تصویرگر رفتارهای او در آینده خواهد بود و اگر می‌خواهد فرزندش بعدها با اختلافات زناشویی روبه‌رو نشود باید از همین امروز بدون توجه به الگوهای سنتی به همسرش کمک کند. متاسفانه در برخی از خانواده‌ها به عنوان الگوهای پسرانه و دخترانه به فرزندان آموزش داده می‌شود که کار منزل مربوط به زن و کار بیرون مربوط به مرد است. کسب هویت جنسیتی در دوران کودکی باید از طریق خانواده انجام شود. همان‌طور که می‌بینیم جامعه پذیرفته است که زنان هم می‌توانند کارهای مردانه انجام دهند. پس وقت آن  است که بپذیریم کارهای درون خانه را هم مردان می‌توانند انجام دهند.

 با احترام درخواست کمک کنید

 از سؤالات رایج زنان جوان در ابتدای زندگی مشترک‌شان این است که آیا برای تقسیم کارهای خانه باید از همسر خود تقاضای کمک کرد؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت به دلیل آموزه‌های سنتی، بسیاری  از مردان ایرانی باور دارند که کار منزل مربوط به زن است و آنها هیچ وظیفه‌ای برای انجام این نوع کار ندارند. این مهم است كه در ابتدای زندگی، زنان با احترام و لحنی دوستانه از همسرشان بخواهند که در تقسیم کارها مشارکت داشته باشند و حتی بگذارند که برخی از کارها را همسرشان انتخاب کند. تجربه نشان داده که بعد از مدتی این مسئله تبدیل به یک روال در زندگی خواهد شد که دیگر لازم نیست زن از همسرش بخواهد به او کمک کند.

کار خانه بر عهده زن است یا مرد؟
  خستگی مردان را در نظر بگیرید

به هر حال این اعتقاد قدیمی که مردان به‌دلیل خستگی کار بیرون از خانه نمی‌توانند در امور خانه فعالیت داشته باشند، در طول سالیان به‌وجود آمده و تغییر آن در طول یک روز یا یک شب امکان‌پذیر نیست. برای ایجاد تغییر در این نگرش باید با احتیاط و طمانینه وارد شد. این را نباید فراموش کرد که مردان برای همسری که به آن علاقه دارند هر کاری انجام می‌دهند تا رضایت‌شان را کسب کنند. پس نکته اول ابراز علاقه به همسر از سوی زن است. دومین نکته پذیرش خستگی مرد از سوی همسرش است. زمانی که مرد به خانه برمی‌گردد اگر همسرش به او توجه و محبت کند و با لحنی دوستانه از او بخواهد که هر زمان که خستگی از تنش بیرون آید، چندین کار خانه را انجام دهد. باید مطمئن باشد که در اغلب مواقع با پاسخ مثبت مواجه می‌شود.

به صحبت‌های قبل از ازدواج تکیه نکنید

معمولا آنچه پیش از ازدواج در مورد وظایف پس از تشکیل زندگی مشترک گفته می‌شود با واقعیت مطابقت ندارد. یعنی به‌دلیل حجم هیجاناتی كه دو طرف قبل از ازدواج دارند، سعی می‌کنند صحبت‌های هم را قبول کنند. البته  صحبت در این شرایط هم می‌تواند کمک‌کننده باشد و بینشی به دو طرف دهد. زنان باهوش باید با مردانی که پیش از ازدواج به صراحت اعلام می‌کنند در کارهای خانه دست به سیاه و سفید نمی‌زنند، محتاط عمل کنند و به حدس و گمان  اطمینان نکنند که بعد از ازدواج  همه‌چیز درست می‌شود. همین‌طور دیده شده است که دختران قبل از ازدواج با صراحت به خواستگارشان اعلام می‌کنند کار‌خانه انجام نمی‌دهیم یا اینکه بلد نیستیم، اما پسران به‌دلیل هیجان عشق، گویی این جملات را نمی‌شنوند و بعد از ازدواج که با واقعیت مواجه می‌شوند صدایشان در می‌آید و نزاع، تنش و اختلاف در زندگی آغاز می‌شود.

   مشارکت کنید

بهترین نوع مدیریت بین زوج‌های جوان در خانه، مدیریت مشارکتی است. تجربه نشان داده که هر نوع مدیریتی غیر از این به شکست و نارضایتی می‌انجامد. منظور از مدیریت مشارکتی این است که زن و مرد همپای همدیگر در کارهای خانه سهیم باشند و برای هم مسئولیت‌هایی را تعیین کنند. در مدیریت مشارکتی هیچ مرد و زنی  حرف اول و آخر را نمی زند و تصمیمات دونفره را با یکدیگر می‌گیرند. در صورتی که بر تصمیمی توافق حاصل نشد از مهارت‌های حل مسئله باید استفاده کرد. بسیاری از افراد با مهارت حل مسئله آشنا نیستند. مهارت حل مسئله بدین صورت است که طرفین حرف‌های یکدیگر را بشنوند و از دید مقابل به موضوع بنگرند و آنگاه به راه‌هایی بیندیشند که فایده آن زیاد و ضررش بسیار کمتر باشد. معمولا بدین طریق می‌توان به یک راه سوم در تصمیمات رسید.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 11:59  توسط کله پوک  | 

عشق

رودها در جاری شدن
و علف ها در سبز شدن معنی پیدا می کنند
کوه ها با قله ها
و دریاها با موجها زندگی پیدا می کنند
وانسان ها
همه ی انسان ها
با عشق، فقط با عشق

پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که می دانم ناتوانم رحم کن
باشد که خانه ای نداشته باشم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
اما نباشد، هرگز نباشد
که در قلبم
عشق نباشد، هرگز نباشد!

آه خدای من...


برچسب‌ها: عشق, زندگی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 13:26  توسط کله پوک  | 

متن آهنگ به همراه ترجمه...

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

Sometimes you love it
Sometimes you don’t
Sometimes you need it then you don’t and you let go

Sometimes we rush it
Sometimes we fall
It doesn’t matter baby we can take it real slow

Coz the way that we touch is something that we can’t deny
And the way that you move oh you make me feel alive
Come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

You try to hide it
I know you do
When all you really want is me to come and get you

You’re moving closer
I feel you breathe
It’s like the world just disappears when you are around me oh

Coz the way that we touch is something that we can’t deny oh yeah
And the way that you move oh you make me feel alive
so come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I Say you want, I say you need
I can tell by your face you love the way it turns me on

I say you want, I say you need
I will do what it takes and I would never do you wrong

Coz the way that we love is something that we can’t fight oh no
I just can’t get enough oh you make me feel alive
So come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I say you want, I say you need
I can tell by the way on the look on you’re face i turn you on

I say you want, I say you need
if you have what it takes, we don’t have to wait… let’s get it on

get it on!

ترجمه آهنگ “Ring My Bells”

مرا به خاطر بیاور* ۴

گاهی اوقات تو اون عشقبازی مون رو دوست داشتی

و گاهی اوقات این طور نبود

گاهی اوقات تو به اون نیاز داشتی پس زمانیکه نیازی به اون

نداشتی ، اون عشقبازی رو ترک میکردی

گاهی اوقات ما با اشتیاق عشقبازی میکردیم ،

گاهی اوقات سقوط میکردیم  کم می آوردیم

مهم نیست رفیق ما میتونیم آتش درونمون رو آروم کنیم

رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما هیچوقت نمیتونیم

انکارش کنیم

و شکل حرکات تو به من زندگی می بخشه

بیا و

مرا به خاطر بیاور * ۲

تو سعی در پنهون کردن اون گذشته ما داری

من میفهمم که تو داری این کار رو میکنی

وقتیکه تو واقعاً من رو بخوای من میام و به تو میرسم کنارت می  مونم

تو خودت رو به من نزدیکتر میکنی

من نفس های تو رو احساس میکنم

وقتیکه تو در کنار منی مث اینه که دیگه دنیا وجود نداره هیچ چیز غیر از تو برام مهم نیست

رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما هیچوقت نمیتونیم

انکارش کنیم آره

و شکل حرکات تو به من زندگی می بخشه

پس بیا و

مرا به خاطر بیاور * ۴

من می گم میدونم که تو من رو میخوای ، من می گم میدونم که تو به من نیاز داری

من از صورتت میخونم که تو به اینکه من عاشقت هستم عشق می ورزی

من می گم میدونم که تو من رو میخوای ، من می گم میدونم که تو به من نیاز داری

من میخوام هر کاری رو که تو دوست داری انجام بدم

و من هرگز مایل نیستم که تو در این مسیر مرتکب اشتباهی بشی

رفیق ، عشق ما به شکلی در اومده که نمیتونیم دیگه با اون مقابله کنیم ، آه نه

من از این عشق سیر نمیشم ، آه تو به من زندگی می بخشی

پس بیا و

مرا به خاطر بیاور * ۲

من می گم میدونم که تو من رو میخوای ، من می گم میدونم که تو به من نیاز داری

ضمنا من هم  میتونم با یه نگاه عشق رو در صورت تو ببینم

من می گم میدونم که تو من رو میخوای ، من می گم میدونم که تو به من نیاز داری

اگه تو حاضری هر کاری برای من انجام بدی پس دیگه نیازی به صبر کردن نیست ، بیا تا

با هم باشیم

با هم باشیم

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1391ساعت 19:35  توسط کله پوک  |